ایزو آموزشی چیست؟


  • سازمان بین المللی استاندارد سازی

    حروف اختصاری International Organization for Standardization به مفهوم سازمان بین المللی استاندارد سازی که یک مجمع بین المللی است که سازمانهای استاندارد کشورهای عضو ,آن را شکل میدهد مانندANSI.ايزو يک شبکه از موسسات استاندارد ملي در 147 کشور دنيا است که بر پايه يک مرکز در هر کشور و يک مرکز اصلي در شهر ژنو – سويس- است که وظيفه هماهنگي مراکز مختلف را دارد. ايزو يک موسسه غير دولتي است.يعني مانند سازمان ملل اعضاي ان هر کدام نماينده ملي کشور خود نيستند. با اين همه ايزو يک نقش مهم بين قسمتهاي خصمصي و عمومي بازي ميکند.دليل اول آنکه اعضاي ان يا در دولت و موسسات دولتي داراي سمت هستند و يا نامينده دولت هستند.از طرف ديگر بقيه اعضا که نقش خصوصي دارند داراي نقش مهم در ارتباطات صنعتي هستند.بنابراين ايزو مانند يک پل ارتباطي عمل ميکند که رضايت کسب و کار و همچنين درخواست عموم را هر دو تامين ميکند.

    ISO 9000/2000  سیستم های مدیریت کیفیت

    درسال 1987 کمیته فنی 176 سازمان ایزو (ISO/TC 176 ) سری استانداردهای ISO 9000 را به جهانیان ارائه نمود.هدف از تدوین این سری استاندارد،بوجود آوردن الگوئی بین المللی برای پیاده سازی و استقرار سیستم های مدیریت و تضمین کیفیت بوده است که مورد استقبال فراوان در سطح دنیا قرار گرفت سیستم های مدیریت کیفیت منظور حفظ سطح کیفیت تعریف شده و بهبود کیفیت از طریق اصلاح فرایندها،در سازمان پیاده سازی می شود.امروزه واحدهای خدماتی نیز مانند واحدهای دصنعتی،علاقه زیادی به استقرار سیستم کیفیت نشان می دهند.

    ISO 14000  سیستم های مدیریت محیط زیست

    استانداردهای خانواده ISO 14000 شامل استانداردهای بین المللی در رابطه با سیستم های زیست محیطی می باشد این استاندارد ها در سال 1996 میلادی توسط کمیته فنی 207 سازمان ایزو بوجود آمدند.یک سیستم مدیریت زیست محیطی می تواند به عنوان بخشی از سیستم های جامع مدیریت به حساب آید.این سیستم شامل ساختار سازمانی،فعالیت های طرح ریزی،تعریف مسئولیت ها،تعیین روش ها و فرایند ها و همچنین در اختیار گیری منابع لازم برای تهیه،اجرا، بازنگری و حفظ خط مشی زیست محیطی سازمان است.

    OHSAS 18001  سری ارزیابی ایمنی بهداشت شغلی

    سری ارزیابی ایمنی بهداشت شغلی(Occupational Health & Safety Assessment Series) استانداردی قابل ممیزی و اخذ گواهینامه می باشد.OHSAS 18001 در پاسخ به نیاز سازمان ها به یک استاندارد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی که بوسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را در زمینه های بهداشتی و ایمنی ارزیابی نمایند،تدوین شده است.ساختار استاندارد OHSAS18001 سازگار با استاندارد های ISO 9001:2000 و ISO 14001:1996 می باشد تا سازمان ها بتوانند به راحتی سیستم های مدیریت کیفیت،محیط زیست و بهداشت شغلی و ایمنی را با یکدیگر ادغام و سیستم مدیریتی یکپارچه ای را ایجاد نمایند.یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی سازمان را در شناسایی،حذف و یا به حداقل رساندن ریسک های مرتبط با بهداشت و ایمنی کارکنان خویش و سایر طرف های ذینفع که در معرض ریسک های OH&S قرار دارند یاری نماید.
  •                                  
  • ایزو

    كلمه (ISO) از چه مشتق شده است؟

    تصور می شود كه كلمه (ISO) مخفف International Organization for  Standardization است, در حالی كه مخفف عبارت فوق می بایست به صورت (IOS) باشد. (ISO) در اصل از كلمه یونانی (isos) مشتق شده و به معنی (برابر) و ریشه پیشوند (iso) در انگلیسی است.
    از ((برابر)) تا ((استاندارد)) علت انتخاب كلمه (ISO)به عنوان نام یك سازمان بین المللی به سهولت دانسته می شود. سازمان بین المللی استاندارد, در صورت توجه به زبان كشورهای عضو, در انگلیسی به صورت (IOS) و در فرانسه به صورت (OIN) در می آید ولی به طور كلی بدون در نظر گرفتن زبان كشور خاص, نام سازمان بین المللی استاندارد به صورت (ISO) خلاصه می شود.
    تعریفی کلی از برخی واژه های استاندارد ایزو

    • کیفیت چیست ؟ مجموعه خواص و ویژگی های یک محصول یا خدمت که بتواند نیازها و انتظارات مشتری را برآورده نماید و با الزامات قانونی نیز انطباق داشته باشد ، کیفیت نامیده می شود.
    • عرضه کننده کیست ؟ سازمان یا فردی که محصول یا خدمتی را ارائه نماید ( مانند تولید کننده ، فروشنده ، پیمانکار،…) عرضه کننده نامیده می شود.
    • مشتری (Customer) کیست ؟ سازمان یا فردی که محصولی را دریافت کرده بر روی آن فرایندی را انجام دهد، مشتری (Customer) نامیده میشود.
    • مصرف کننده (Consumer) کیست ؟ سازمان یا فردی که محصول دریافت شده را به مصرف می رساند ، مصرف کننده (Consumer) نامیده می شود.
    • خدمت چیست ؟ فرایندی است که قابل لمس نباشد (intangible) ، اما توسط ادراک قابل فهم گردد . در واقع جوهره ای که ملموس نباشد ، بلکه درک آن عقلائی باشد.
    • تولید چیست ؟ محصول یکسری فرایندهایی است که ملموس بوده و توسط کلیه حواس ، قابل درک و فهم باشد.
    • عدم انطباق چیست ؟ برآورده نشدن یک نیازمندی (اقدامات) در سازمان است. نیازمندی شامل قوانین و مقررات دستورالعمل های ابلاغی و استانداردهای فنی می باشد.
    • روش اصلاحی چیست ؟ از بین بردن معلول.
    • اقدام اصلاحی چیست ؟ فعالیت هایی است که عوامل یا علت های ایجاد مشکل را شناسایی و رفع نماید.
    • اقدام پیشگیرانه چیست ؟ شناسایی عوامل یا علت های بالقوه که از بروز مشکل در آینده جلوگیری می کند.


     

    منشور مدیران موفق


    با بررسی رفتار مدیریتی بسیاری از مدیران موفق، نکاتی ارزشمند از نوع مدیریت آنان استخراج میشود که می توان به عنوان «منشور مدیران موفق» از آن یاد کرد.

    مدیریت، اساسی ترین و مهم ترین رکن موفقیت یک سازمان و مجموعه میباشد. تفاوت مدیران موفق و ناموفق در طرز تفکر و نوع اقداماتی ست که انجام میدهند اما همه ی افرادی که دارای دانش مدیریت هستند، با قراردادن یک مدل مدیریتی متناسب با مجموعه های که در آن فعالیت میکنند، میتوانند یک مدیریت موفق داشته باشند و منشأ تحولات و تغییرهای مثبت باشند. با بررسی رفتار مدیریتی بسیاری از مدیران موفق، نکاتی ارزشمند از نوع مدیریت آنان استخراج میشود که می توان به عنوان «منشور مدیران موفق» از آن یاد کرد و افرادی که تمایل دارند در محیط کار و یا حتی خانواده ی خود، مدیریت مؤثر و موفقی داشته باشند می توانند این منشور مدیریتی را با سرفصلهای زیر، الگوی خود قراردهند و طعم شیرین مدیریت موفق را حس کنند‌.

    مدیران موفق

    ▪ چگونگیِ برنامه ریزی برای وقت و مدیریت زمان را میدانند: مطالعه ها نشان میدهد که مدیران اجرایی، هر ۸دقیقه یکبار کارشان دچار وقفه میشود مگر اینکه برای حمایت از خود، تدبیری اندیشیده باشند. این وقفه گاهی یک تلفن است، گاهی منشی یا مسؤول دفتر آنان است بنابراین، پدید آمدن وقفه ها، غیرقابل اجتناب میباشد و هرچه یک مدیر اجرایی، پرمشغله تر و کارش سنگین تر باشد، احتمال تکرار این وقفه ها بیشتر خواهد بود.

    مدیران موفق، زمان را مدیریت میکنند و براساس یک انضباط شخصی، تمام برنامه های خود را مکتوب و با زمان بندی مشخص پیگیری مینمایند. آنان قدرِ زمان را میدانند و به عنوان ارزشمندترین سرمایه به آن نگاه میکنند و خود را با موضوع های جزئی و بی ارزش سرگرم نمی کنند. تکنیک های مدیریت زمان، بسیار ساده است، فقط باید آنها را به کار بست تا از لحظه ها و ثانیه هایی که میگذرد، به شکل مطلوبی استفاده کرد. این نکته را یادمان باشد که زمان برای کسی که میترسد، بسیار کند است و برای کسی که وقتش را به بطالت می گذراند، بسیار طولانی و برای کسی که مشغول کار است، بسیار کوتاه میباشد و برای آنهایی که برنامه ریزی می کنند، ازلی و ابدی است.

    تصویر شفاف و روشنی از رسیدن به هدف در ذهن دارند: مدیران موفق، این مهارتها را به کارمندان خود نیز منتقل کردهاند. آنان گاهی در اوج فعالیتها و شاید تنش های کاری، می ایستند و به تصویر زیبای رسیدن به هدف می نگرند. تصویرسازی، سرعت یک مدیر را برای تحقق هدف ها و برنامه هایش ‌زیاد میکند و باعث میشود شور و هیجان خوبی در محیط کار ایجاد شود. دانشمندان علم روانشناسی، امروزه تصویرسازی را از رموز انسانهای موفق میدانند. متأسفانه بعضی از مدیران گاهی به قدری مشغول کار و فعالیت های روزانه میشوند که یادشان می رود ‌قراراست به چه اهدافی برسند و همین سردرگمی، باعث عدم موفقیت آنان میشود و یا ممکن است به جای تصویرهای شفاف و مثبت، تصویرهای کدر و منفی در ذهن خویش ترسیم کنند که این اقدام نیز ممکن است آنان را در رسیدن به هدف هایشان ناکام بگذارد. یک مدیر موفق، با امید به آینده، تصویر زیبایی از موفقیت در ذهن خویش ترسیم میکند و با اقتدار در مسیر رسیدن به اهداف حرکت میکند.

    نقاط ضعف را می شناسند اما بر نقاط قوت تکیه می کنند: شناسایی نقاط ضعف و قوت، مقدمه ی پیشرفت یک سازمان میباشد. مدیرانی که فقط بر نقاط ضعف تمرکز میکنند، ‌نمی توانند مدیران موفقی باشند و به طور دائم روحیه ی خود و دیگران را تخریب میکنند. دانستن نقاط ضعف، به یک مدیر کمک میکند تا مسیر اصلی پیشرفت را پیدا کند. داشتن نگاه مثبت به موضوعات، انرژی مضاعفی در مدیر و کارمندان ایجاد می نماید تا بتوانند اقدامهای مؤثری را انجام دهند. بزرگی ‌میگوید: «تفاوت میان شما و من در شنیدن یک چیز است. وقتی که شما صدای بسته شدن دری را میشنوید، من صدای باز شدنش را می شنوم. »

    فرصت هایی که برای یک مدیر پیش می آید، به سرعت میگذرد. مدیران هوشمند و موفق، از فرصتها به بهترین شکل استفاده میکنند و همواره موجی از امید و روحیه در خود و اطرافیان ایجاد می نمایند و با اراده ای پولادین، نقاط ضعف خود را می پوشانند و نقاط قوت را تقویت میکنند.

    از کارهای کم اهمیت دوری میکنند: یک مدیر اجرایی قوی و موفق، همیشه به کارهای پراهمیت می پردازد و از کارهای کم اهمیت و جزئی دوری میکند‌. او همیشه فکرهای بزرگی دارد و برای فکرهای بزرگ، اقدام های شایسته هم انجام می دهد. مدیر موفق با تقسیم و تفویض کار، موضوعات سازمان را پیگیری می نماید و با یک اولویت بندی منطقی، اقدام های لازم را انجام میدهد. مدیران ناموفق همیشه وارد جزئیات میشوند و در ریزترین موضوعات دخالت میکنند و درنتیجه، قدرت اعتمادبه نفس و ابتکار کارمندان را سلب می نمایند.

    مدیران خوش‌‌فکر، با یک برنامه ی مدون، هدف های سازمانی خود را پیگیری میکنند و هر روز صبح، تمامی اقداماتی را که قرار است انجام دهند، بر روی کاغذ نوشته و بر مبنای اولویت بندی مشخص، فعالیتها را مدیریت می نمایند. راز پیشرفت و تعالی یک مدیر، تمرکز بر انجام کارهای مهم و ارزشمند میباشد. قانون پارتو (قانون ۲۰-۸۰) از مهمترین اصول موفقیت یک مدیر در اولویت بندی امور میباشد یعنی شناسایی ۲۰درصد از فعالیت هایی که ۸۰درصد اهمیت و راندمان دارند، باعث پیروزی یک مدیر میشود.

    با فکر و هوشمندانه تصمیم میگیرند: قضاوت زودهنگام درباره ی فعالیتها و یا کارمندان، از اشتباه های بزرگ یک مدیر ناموفق است و بدتر از قضاوت ناصحیح، تصمیم گیری و اقدام بعد از آن است. به طور معمول در یک سازمان و مجموعه، اطلاعات مختلفی شایع و پخش می شود ولی یک مدیر هوشمند و موفق، تحت تأثیر این موضوعات قرار نمی گیرد. البته تمامی موارد را با دقت و تأمل بررسی و ‌پس از مشورت، اقدام لازم را انجام می دهد. مدیران موفق، ساعتهای زیادی را به فکر و مشورت می پردازند و وقتی که به نتیجه ی مشخصی رسیدند، تصمیمی قاطع میگیرند و با اقتدار در جهت بهبود و پیشرفت حرکت میکنند. مدیران موفق، بعد از تصمیم گیری دچار تردید و شک نمیشوند البته همیشه مواظب افراد تصمیم ساز هستند که این افراد، انسان هایی امین و صادق باشند و با نیت خیرخواهانه به مدیر مشورت دهند.

    10 نکته مهم برای یک مدیر موفق شدن

    همانطور که مي دانيد در هر سازماني، يک هرم سازماني وجود دارد که کل فعاليت هاي سازماني را مديريت مي کند. صرفنظر از اينکه شما کجاي هرم هستيد، در سمت مدير ارشد، مدير مياني يا در سطح سرپرست، شما مسلماً مسئول هدايت و مديريت يکسري نيروهاي تحت سرپرستي خود هستيد تا از طريق هدايت و مديريت آنان به اهداف سازماني نايل آييد.

    داشتن يک مدير خوب مي تواند محل کار را به يک دانشگاه به معناي واقعي تبديل کند که مي تواند تجارب با ارزشي فرا بگيريد و اگر مديرتان خوب نباشد مي تواند محل کارتان را به يک جهنم تبديل کند که در اين صورت مجبور خواهيد شد اوقات با ارزشتان را در آنجا هدر دهيد.

    يک مدير خوب مي تواند به نيروهايش انگيزه دهد، از اشتباهات گذشته درس گرفته و با ايجاد يک محيط پويا و تقويت روحيه تيمي در مسير نايل شدن به اهداف کارکنان و سازمان موفق باشد.

     در ذيل به 10 نکته اي که مي تواند شما را به يک مدير موفق تبديل کند، اشاره مي کنيم:


    کارکنانتان را خوب بشناسيد

    اگر قصد داريد به يک مدير موفق تبديل شويد، بايد کارکنان خود را به خوبي بشناسيد و صحبت کردن يکي از بهترين روش هاي شناخت آنان است. شما مي توانيد با آنها ناهار خورده و درباره موضوعات مورد علاقه شان صحبت کنيد. هر چه بيشتر و بهتر کارکنان خود را بشناسيد، بهتر مي توانيد تيم خود را هدايت کنيد.

     

    مهارت هاي ارتباطي خود را بهبود دهيد

    جهت هدايت و مديريت سازمان خود نيازمند ارتباط با کارکنان خود هستيد. براي اين منظور به مهارت هاي ارتباطي بالايي نياز داريد که بتوانيد افکار و ايده هاي خود را با بهترين روش ممکن ارتباطي به آنها انتقال دهيد.

    اگر شما فردي با هوش هستيد ولي ازمهارت ارتباط خوبي برخوردار نيستيد، نمي توانيد يک مدير خوبي باشيد. با مديران با هوش زيادي کار کرده ام که بزرگترين مشکل آنها عدم موفقيت در ارتباط با زير دستانشان بوده است.

     

    هميشه در اتاقتان به روي زير دستانتان باز باشد

    هميشه در جلساتي که برگزار مي کنيد به زير دستانتان صراحتاً اعلام کنيد که هميشه در دسترس هستيد و آنان مي توانند هر سوال و نگراني که دارند با شما در ميان بگذارند. مثل مديراني نباشيد که فکر مي کنند در صورت باز بودن در اتاقتان، زير دستانتان مزاحمتان خواهند شد و وقت شما را خواهند گرفت. باز بودن در اتاق را يک فرصتي  ببينيد که مي توانيد به کارکنانتان انتقال دهيد که چقدر تمايل داريد مکان کاريشان را تبديل به يک محل خيلي خوبي براي فعاليت کنيد.

    هرگز نگراني ها و دل مشغولي هايشان را موضوع بي ارزش قلمداد نکنيد و مطمئن باشيد که خيلي خوب به حرف هايشان گوش داده ايد. گوش دادن بايد با تمامي وجود باشد.

     

    فعالانه مديريت کنيد

    مديريت فعالانه عبارت است: دانستن اينکه زير دستانتان چه کا ر مي کنند و بدون اينکه مزاحمتي در کارشان ايجاد کنيد از طريق تقويت روش انجام کارشان، مديريت کنيد. شما بايد اعتماد داشته باشيد که آنان به اندازه کافي توانايي انجام کار را دارند و به جاي مديريت کارشان، خودشان را مديريت کنيد. مديريت زير دستانتان خيلي سخت مي شود اگر شما از حساسيت کنترلي بالايي برخوردار باشيد.

     

    از اشتباه کردن کارکنانتان نهراسيد و بگذاريد اشتباه کنند

    به عنوان مدير، شما مسئول کارهاي زير دستان خود هستيد و همين طور مسئول اشتباهات آنها. از اين رو ممکن است شما پيش قدم شويد و يکسري دستورالعمل هاي دقيق، شفاف و انعطاف ناپذير تهيه کنيد که از اشتباه کردن پيشگيري کنيد.

    مواظب باشيد که کارکنانتان از اشتباه کردن نترسانيد. در اين صورت ممکن است آنها براي هر کار جزئي نزد شما آيند و کارشان را با شما چک کنند. در اين صورت آنها اشتياقي به تصميم گيري نخواهند داشت چون ممکن است اشتباه کنند که منجر به اين خواهد شد که کارمندان شما متکي به شما باشند.

    کمتر بهره ور بوده و بيشتر وقت شما را بگيرند. آنان نياز به فکر کردن دارند و براي اين کار نياز به ياد گرفتن دارند  و براي ياد گرفتن گاهي اوقات اشتباه کردن لازم است. به آنها اعتماد کنيد و حاشيه خطايي برايشان در نظر بگيريد.

     

    تفويض اختيار کنيد و ابزار هاي لازم براي انجام وظايفشان را در اختيارشان قرار دهيد

    شما اگر در انجام کار خوب هستيد چون يک مدير هستيد و اين بدين معني نيست که تمامي کارها را خودتان انجام دهيد. يکي از وظايف شما به عنوان مدير انتقال دانش خوب انجام دادن کار به ديگران است.

    اگر با موضوع تفويض احساس ناراحتي مي کنيد مي توانيد از وظايف کوچک و سپس بزرگ و بزرگ تر شروع کنيد. مشکلاتي که ممکن است سر راهشان باشد را پيش بيني و آموزش کافي در اين رابطه را انتقال دهيد.

    در مسير تفويض اختيار، شما بايد امکانات و ابزارهاي مناسب را در اختيار آنان قرار دهيد. تفويض اختيار بدون دادن امکانات لازم نمي تواند آنان را در انجام بهتر وظايفشان ياري کند.

     

    زير دستان خود را به چالش بکشيد

    هيچ چيزي بدتر از داشتن يک زير دست خسته و بدون انرژي نيست. اطمينان حاصل کنيد که کارمندانتان را به چالش مي کشيد تا از بهترين و بيشترين توانشان استفاده کنند و آنها از اين عمل شما خوشحال خواهند شد. آنها را مجبور به اضافه کاري نکنيد، فقط به چالش بکشيد.

     

    سيستم تشويق و تنبيه مناسب و شايسته اي را برقرار کنيد

    با شناخت کامل کارکنانتان، بهتر مي توانيد آنها را تشويق کنيد. اين تشويق ها لزوماً از نوع پولي نيست و مي تواند تشويق هاي ساده اي از قبيل انتقال آنان به واحدي که دوست دارند در آنجا فعاليت کنند، باشد. تشويق و تنبيه به موقع از اهميت بسزايي در پيشبرد اهداف سازماني برخوردار است.

     

    فراموش نکنيد که شما مدير هستيد

    طوري رفتار نکنيد که کارکنانتان فراموش کنند که مديري وجود ندارد. در همه اوقات، با رفتارهاي مناسب و تصميمات قاطع خود به آنان نشان دهيد که صرفنظر از اينکه روحيه تيمي خوبي در سازمان وجود دارد و همه وظايفشان را به خوبي انجام مي دهند ولي اين شما هستيد که تصميم آخر را مي گيريد و شما مدير هستيد.

     

    از اشتباهات خود درس بگيريد

    زماني که کارها طبق برنامه پيش نمي رود، اشتباه را شناسايي و به کارکنان خود توضيح دهيد که در صورت انجام آن کار به روش ديگري، اين اشتباه اتفاق نمي افتد. اين عمل به آنان نشان خواهد داد که شما نيز اشتباه مي کنيد و چگونه از آن درس گرفته و برخورد نمي کنيد. به آنان ياد دهيد که از اشتباهات خود درس بگيريد.